ده خلوت
لغت نامه دهخدا
ده خلوت. [ دِه ْ خ َل ْ وَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد. واقع در 500گزی باختر فیروزآباد و شوسه فیروزآباد به شیراز. سکنه آن 239 تن. آب آن از رودخانه فیروزآباد تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
جمله سازی با ده خلوت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر سر بیمو حسام خلوتی را هرکه زد حق به دست اوست گر فریاد و افغان میکند
💡 فرمود: چون آنان با خداى خويش خلوت كرده اند، خداوند از نور خود بر چهره آنانپوشانده است.(103)
💡 ز بیم آنکه چشم من ببیند روی غیر او نمییارم که از خلوت زمانی سر بدر دارم
💡 حضرت عزتش وطن خلوت او در انجمن خاص و ندیم ذوالمنن هر دو جهان سرای او
💡 دم صبحی که بهر عید از خلوت برون گشتی علم شد دولت مأمون عباسی به رسوایی
💡 فوتوکال نیز در این دوره حذف شد که اعتراض عکاسان را در پی داشت. محسن آزاد دل معتقد است دلیل حذف فوتوکالها «ترس از خلوت برگزار شدن» و «عدم حضور بازیگران» یا «نبود سوژه» بودهاست.