کلمهی «دل دل زدن» در فارسی به معنای تردید داشتن، دودل بودن یا مردد بودن در تصمیمگیری است. این عبارت از تکرار واژهی «دل» بهصورت ضربی شکل گرفته تا حالت اضطراب، دودلی یا عدم قطعیت را نشان دهد. وقتی گفته میشود کسی «دل دل میزند»، منظور این است که فرد میان دو یا چند گزینه مردد است و نمیتواند به راحتی تصمیم بگیرد. دل دل زدن معمولاً با احساس نگرانی، ترس از اشتباه یا انتظار پیامدهای احتمالی همراه است. این اصطلاح در مکالمات روزمره برای بیان شک، تردید یا لحظاتی که فرد نمیداند چه اقدامی انجام دهد، کاربرد دارد. در ادبیات فارسی و اشعار کلاسیک، دل دل زدن گاهی برای توصیف کشمکش درونی و اضطراب روحی شخصیتها بهکار رفته است. این حالت ممکن است موقتی باشد و با تفکر، مشورت یا مشاهده نتایج، برطرف گردد. دل دل زدن اغلب با نگرانی، اضطراب، و تردید ذهنی همراه است و تأثیر مستقیمی بر عملکرد و تصمیمگیری دارد. از نظر معنایی، با واژههایی مانند دودل بودن، مردد بودن، تردید داشتن، درنگ کردن و شک کردن هممعنی است و بار معنایی احساسی و روانی دارد.
دل دل زدن
لغت نامه دهخدا
دل دل زدن. [ دِ دِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) در اصطلاح عامیانه، سریعشدن ضربان قلب از دویدن و جز آن. طپیدن دل، چنانکه دل کسی که بسیار دویده است. اضطراب در دل. طپش در دل پدید آمدن. طپشی در دل پدید آمدن، و بیشتر از تند رفتن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). نفس نفس زدن. تپش قلب. ضربان شدید و غیرعادی دل. ( فرهنگ لغات عامیانه ). || متردد بودن. شک داشتن. دل دل کردن. دودلی.
فرهنگ فارسی
۱ - در حال اضطراب اضطراب کنان. ۲ - آه زنان. ۳ - متردد در هر امری دو دل.