دل افروز فرخ پی

لغت نامه دهخدا

دل افروز فرخ پی. [ دِ اَ زِ ف َرْ رُ پ َ / پ ِ ] ( اِخ ) بر حسب دو بیت ذیل از فردوسی نامی است که شاپور ذوالاکتاف به کنیزک رومی ایرانی نژاد که او را از اسارت رومیان رهانیده بود داد:
کنیزک که او را رهانیده بود
بدان کامگاری رسانیده بود
دل افروز فرخ پِیَش نام کرد
ز خوبان مر او را دلارام کرد.فردوسی.

فرهنگ فارسی

نامی است که شاپور ذو الاکتاف به کنیزک رومی ایرانی نژاد که او را از اسارت رومیان رهانیده بود داد.

جمله سازی با دل افروز فرخ پی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نشاط انگیز و غم کاه و دل افروز درین دوران بحمدالله که امروز

💡 همه مقصود او بود اینکه امروز کند مر یادگاری این دل افروز

💡 جوابش داد عنبر کای دل افروز چراغت زنده باد از بخت فیروز

💡 به رخ ماهی ولی ماه دل افروز به قد سروی ولی سرو گل اندام

💡 دل بی هوس تو ای دل افروز مباد بر هیچ مراد بی تو پیروز مباد

💡 چو شمع از عشق خورشید دل افروز به سوز و گریه آن شب کرد تا روز

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز