دقیقه گیر

لغت نامه دهخدا

دقیقه گیر. [ دَ قی ق َ / ق ِ ] ( نف مرکب ) دقیقه گیرنده. خرده گیر. ایرادگیر. منتقد. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) خرده گیر ایراد گیر منتقد.

جمله سازی با دقیقه گیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برای جبران این کسری در بازه‌های زمانی طولانی مدت (هر ۳۲ سال یکبار) کبیسه گیری را پنج ساله انجام می‌دهند. کسری ۱۱ دقیقه و ۱۵ ثانیه هر سال نسبت به تقویم معادل ۶۷۵ ثانیه است. این مقدار در طی ۳۲ سال متوالی به ۲۱٬۶۰۰ ثانیه کسری می‌رسد که معادل با ۳۶۰ دقیقه یا ۶ ساعت کسری است. بنابر این با یکسال به تأخیر انداختن کبیسه‌گیری در هر ۳۲ سال یکبار (کبیسه پنج ساله) این کسری جبران می‌شود.

💡 نیش زنبورهای ماده خاردار بوده و طول آن در حدود ۱ میلی‌متر می‌باشد. به خاطر وجود همین خارها پس از نیش زدن و ورود زهر به بدن موجوداتی که ساختار گوشتی دارد نیش در پوست گیر کرده و موجب جدا شدن کیسه زهر از زنبور می‌شود؛ و پس از چند دقیقه زنبوری که نیش زده خواهد مرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران