لغت نامه دهخدا
دفتری شدن. [ دَت َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در اصطلاح مالیه عهد صفویه و قاجاریه، ثبت دفاتر دیوان شدن فرمان، و به مهر و ثبت عده ای از مستوفیان رسیدن آن. رجوع به مقاله احمد متین دفتری در راهنمای کتاب سال 9 شماره 1 ص 31 شود.
دفتری شدن. [ دَت َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در اصطلاح مالیه عهد صفویه و قاجاریه، ثبت دفاتر دیوان شدن فرمان، و به مهر و ثبت عده ای از مستوفیان رسیدن آن. رجوع به مقاله احمد متین دفتری در راهنمای کتاب سال 9 شماره 1 ص 31 شود.
در اصطلاح مالیه عهد صفویه و قاجاریه ثبت عده ای از مستوفیان رسیدن آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر اثر سیل بیش از ۳۰۰ واحد مسکونی و یک هزار و ۵۰۰ هکتار از اراضی کشاورزی بر اثر جاری شدن سیل تخریب شد. بیژن دفتری رئیس سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر کشور نیز با بیان این که در این حادثه بیش از ۱۲ هزار نفر آسیب دیدهاند
💡 برای نمونه میتوان فعل log (ثبت دفتری کردن) را مثال زد. این فعل اصلی پس از پیشرفت دانش رایانه به کار گرفته شد و از آن فعلهای عبارتی log in یا log on ساخته شد که به معنای یه سیستم رایانه وارد شدن، ارتباط با رایانهای برقرار کردن یا وارد وبگاهی شدن میباشند.
💡 احمد متین دفتری (بعدها نخستوزیر رضاشاه) در خاطرات خود از سرنوشت غمانگیز و کشته شدن این نیروهای مقاومت یاد میکند.
💡 طبقات اداری از طبقه ۶ تا ۲۰ به صورت تیپ و با مساحت ۸۰۰ متر مربع در هر طبقه شامل ۹ واحد آپارتمانی اداری ۶۰ تا ۹۰ متر مربع طراحی شدهاست که به خاطر تجمع فضاهای تأسیساتی در مرکز پلان به راحتی قابل تجمع و تبدیل شدن به فلتهای بزرگتر دفتری را دارد. طبقات ۲۰ تا ۲۸ با مساحت حدود ۳۵۰ متر مربع به واحدهای بزرگتر با پلانهای ویژه اختصاص یافتهاست.