لغت نامه دهخدا
دغل زن. [ دَ غ َ زَ ] ( نف مرکب ) دغاباز و ناراست کار. ( آنندراج ). || فاسق و زناکار. || شرور. خائن. حرامزاده. || سکه قلب زن. ( ناظم الاطباء ).
دغل زن. [ دَ غ َ زَ ] ( نف مرکب ) دغاباز و ناراست کار. ( آنندراج ). || فاسق و زناکار. || شرور. خائن. حرامزاده. || سکه قلب زن. ( ناظم الاطباء ).
دغاباز و ناراست کار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشتهاست، میتوان به زندگی زیباست و دغلکار اشاره نمود.
💡 بازپسین پادشاه شاهنامه یزدگرد سوم است که در جنگ از اعراب شکست خورد. این پنجاه پادشاه و شماری از چهرههای دیگر رخدادهای شگرف و قهرمانانه و گاهی دغلبازانه آفریدند.
💡 بیسکهٔ قبول تو، ضرب عمل دغل بیخاتم رضای تو، سعی امل هبا
💡 یا نی دو دزد دغل پی بردهاند بهگنج از بهر غارت سیم یازیده دست ظفر
💡 با چنین عیب و دغل بر خلق کردی مشتبه کار را، شیخا مگر تو چشم بندان میکنی
💡 دغل العین، کهنترین کتاب درسی چشم پزشکی است که اکنون در دست است.