لغت نامه دهخدا
دستگیری نمودن. [ دَ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) دستگیری کردن. اعانت کردن: به صحبتش شادمانی کردند و به نان و آبش دستگیری نمودند. ( گلستان ).
دستگیری نمودن. [ دَ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) دستگیری کردن. اعانت کردن: به صحبتش شادمانی کردند و به نان و آبش دستگیری نمودند. ( گلستان ).
💡 بنابر اظهارات ژنرال تامی فرنکس اهداف این حمله عبارت بودند از «نخست، نابودی رژیم صدام حسین. دوم، شناسایی، جداسازی و نابودی جنگافزارهای کشتار جمعی عراق. سوم، جستجو و دستگیری تروریستها و بیرون کردن آنها از آن کشور. چهارم، گردآوری اطلاعات پیرامون شبکههای تروریستها. پنجم، گردآوری اطلاعات پیرامون شبکهٔ جهانی جهانی جنگافزارهای کشتار جمعی. ششم، پایاندهی به تحریمها و فرستادن کمکهای انساندوستانه به بیخانمانها و بسیاری از شهروندان عراقی. هفتم، ایمن ساختن چاههای نفت عراق که به مردم این کشور تعلق دارد؛ و در پایان، کمک به عراقیها برای ایجاد شرایط لازم به منظور بر پا نمودن حکومتی عراقی که نمایندهٔ آنها باشد.»
💡 گزارش سالانه وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا درباره وضعیت حقوقبشر در جهان منتشر شد. در این گزارش بار دیگر از حکومت جمهوری اسلامی ایران به خاطر «نقض جدی و آشکار حقوق بشر» شدیداَ انتقاد شدهاست. دهها صفحه از گزارش سالانه وضعیت حقوق بشر در جهان، به وضعیت حقوق بشر در ایران و «نقض مستمر حقوق جهانشمول بشر توسط دولت ایران» اختصاص یافتهاست. اعدام بیش از ۳۰۰ نفر در سال گذشته در ایران به دلایل گوناگون از جمله اتهامات سیاسی، دستگیری مخالفان سیاسی دولت ایران و بازداشت روزنامهنگاران و فعالان حقوقبشر، سرکوب دانشجویان، فعالین جنبش زنان در ایران و پیروان اقلیتهای مذهبی، نادیدهگرفتن «حق تظاهرات مسالمتآمیز شهروندان» و محدود نمودن هرچه بیشتر «آزادیهای فردی» از جمله موارد نقض حقوقبشر در ایران ذکر شدهاست. دویچهوله فارسی