لغت نامه دهخدا
دست کژ. [ دَ ک َ ] ( ص مرکب ) کژدست. دست کج. رجوع به دست کج شود. || ناخنکی. که از هرچه بیند نهانی اندکی برگیرد یا بدزدد.
دست کژ. [ دَ ک َ ] ( ص مرکب ) کژدست. دست کج. رجوع به دست کج شود. || ناخنکی. که از هرچه بیند نهانی اندکی برگیرد یا بدزدد.
کژ دست. دست کج یا ناخنکی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دست همت طغرای بینیازی دار که هر دو کون تو داری چو داری این طغرا
💡 جماعت عبری کانتربری در سال ۱۸۶۳ بودجه ای را برای ساخت یک کنیسه کوچک چوبی در یک بلوک از زمین در خیابان گلوستر (بین تراس کمبریج و خیابان مونترال) در کریستچرچ به دست آورد. کنیسه بعدی به نام کنیسه بت ال، در همان مکان ساخته شد و در سال ۱۸۸۱ افتتاح شد.
💡 سال ۲۰۱۶ استفان دی میستورا، فرستاده ویژه سازمان ملل در سوریه، گفت حکومت ایران سالانه دستکم ۶ میلیارد دلار برای نگهداشتن حکومت بشار اسد در قدرت هزینه میکند در حالی که برخی از تحلیلگران این هزینه را بین ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار در سال ارزیابی کردهاند.
💡 به دست گلخنم بفروش ازگلشن چه میخواهی متاع کلفت خار و خسم بابی دگر دارم
💡 - يا اباالحسن: اولا خودت مى دانى كه همه ما اينجا نشسته ايم به واسطه سوابقى كهبا تو در جنگهاى اسلام داريم، دل خوشى از تو نداريم و غالبا هر كدام از ما يك نفرداريم كه در آن وقتها به دست تو كشته شده، ولى ما از اين جهت، صرف نظر مى كنيم وبا دو شرط حاضريم با تو بيعت كنيم.
💡 چون شاخ یک درخت شدی زان دگر ببر جویای وصل این شدهای دست از آن بدار