لغت نامه دهخدا
درازمژه. [ دِ م ُ ژَ / ژِ ] ( ص مرکب ) دراز مژگان. آنکه مژگانی طویل دارد. أوطف. أهدب. سبلاء. هدباء: عین سَبلاء؛ چشم درازمژگان. ( از منتهی الارب ).
درازمژه. [ دِ م ُ ژَ / ژِ ] ( ص مرکب ) دراز مژگان. آنکه مژگانی طویل دارد. أوطف. أهدب. سبلاء. هدباء: عین سَبلاء؛ چشم درازمژگان. ( از منتهی الارب ).
آنکه مژگانی طویل دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای به نظاره شدهای دیده باز سهل مبین در مژههای دراز