دراز ساق
مترادفها
بلندپا
متضادها
کوتاهساق، کوتاهپا
لغت نامه دهخدا
درازساق. [ دِ ] ( ص مرکب ) آنکه ساق دراز دارد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). أسوق. سُوّاق. سَوهَق. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
آنکه ساق دراز دارد
جمله سازی با دراز ساق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 استخوانهای دراز اندام تحتانی، استخوان ران (فمور) و استخوانهای ساق درشتنی (تیبیا) و نازکنی (فیبولا) هستند. هر سهٔ این استخوانها دارای یک جسم در میان و دو انتها در دو پیرامون هستند. این سه استخوان مانند منشوری سهوجهی هستند و دارای سه سطح و سه کنار میباشند.
💡 به دور عارض ساقی و چرخ و عمر دراز مباد قسمت ما بیدلان سوای قدح
💡 آن دختر جوان با دراز ساق و قامتی بسیار بلند، گویی با هر گامی که برمیداشت، شکوه و زیبایی خاصی را به محیط اطراف خود میبخشید.
💡 در دنیای مد و فشن، مدلهایی که دارای دراز ساق و تناسب اندام بسیار عالی هستند، همیشه برای طراحی لباسهای مجلسی انتخاب میشوند.
💡 اسب اصیل آن کشاورز، با دراز ساق و عضلات ورزیده، توانایی بسیار بالایی در پیمودن مسیرهای ناهموار و دشوار دشتهای وسیع داشت.