دراز رخسار

لغت نامه دهخدا

درازرخسار. [ دِ رُ ] ( ص مرکب ) آنکه رخساری طولانی دارد. کشیده صورت. درازروی. أسیل الخد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

آنکه رخساری دراز دارد

جمله سازی با دراز رخسار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صد دل خسته بهر موئی از آن زلف دراز مهر رخسار تو در دور قمر گرد آورد

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز