لغت نامه دهخدا
درازدنب. [ دِ دُمْب ْ ]( ص مرکب ) درازدم. درازدنبال. رجوع به درازدم شود.
درازدنب. [ دِ دُمْب ْ ]( ص مرکب ) درازدم. درازدنبال. رجوع به درازدم شود.
دراز دم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زهی سلام که دارد ز نور دنب دراز چنین بود چو کند کبریا سلام علیک