لغت نامه دهخدا
در چکاندن. [ دُ چ َ /چ ِ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از اشک ریختن:
درم از دیده چکانست بیاد لب لعلت
نظری باز به من کن که بسی در بچکانم.سعدی.
در چکاندن. [ دُ چ َ /چ ِ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از اشک ریختن:
درم از دیده چکانست بیاد لب لعلت
نظری باز به من کن که بسی در بچکانم.سعدی.
کنایه از اشک ریختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پادفیوزها ممکن است در حافظه فقط-خواندنی قابلبرنامهریزی (PROM) استفاده شوند. هر بیت حاوی یک فیوز و یک پادفیوز است و با چکاندن (به انگلیسی: triggering) یکی از این دو برنامهریزی میشود. این برنامهریزی که پس از ساخت انجام میشود، دائمی و غیرقابلبرگشت است.
💡 با ایجاد خراش کمی در نوک انگشتان با یک ابزار نوک تیز (لانست: ابزاری شبیه یک سوزن کوچک و نوک تیز که دردی به همراه نخواهد داشت) و چکاندن یک قطره خون بر روی صفحه باریک تست و استفاده از یک گلوکومتر (وسیله سنجش قند خون) میتوان میزان قند خون خود را به راحتی تعیین نمود.
💡 جهت آمادهکردن این رنگها برای نقاشی روی اشیاء مینایی، میبایست ابتدا محلول صمغ عربی در آب را با گلیسیرین به نسبت یک به ۲ مخلوط کرده و پس از قراردادن پودر رنگ موردنظر بر شیشه و چکاندن چند قطره از مخلوط فوق توسط کاردک، رنگ را آماده کرده و مانند رنگهای آبرنگ از آن استفاده میکنند. در واقع مخلوط محلول صمغ عربی و گلیسیرین، عمل حلال رنگ را انجام میدهد.
💡 این مکانیزم با پایین دادن لوله سلاح و انتقال فشار به پیستون و عقب رفتن پیستون در نتیجه جمع شدن فنر تا مرز قفل شدن گیره انتهای پیستون به گیره با فنر پرتاپ میکند ماشه اتفاق میافتد. سپس با چکاندن ماشه پیستون آزاد شده و شلیک رخ میدهد.
💡 واژهٔ "نقرس" یا "gout" ابتدا توسط راندولفوس باکینگی در حدود سال ۱۲۰۰ میلادی مورد استفاده قرار گرفت. این واژه از عبارت "gutta" در زبان لاتین به معنای "یک قطره" (از مایع) گرفته شدهاست. بر پایه تعریف واژهنامه آکسفورد، این واژه از humorism و «مفهوم چکاندن یک ماده بیمارگونه از خون در میان و اطراف مفاصل است».
💡 برای تسکین درد دندان و جراحات لثه و درد گوش، ضماد ترکیبی از مرزه و زیره پخته شده در سرکه و مخلوط با بابونه بسیار مفید ست، و درد گوش، صدای گوش و سنگینی آن را نیز با چکاندن این مایع در آن برطرف میشود. بوئیدن این مایع گیر گلو و دماغ را باز میکند.