در سپاردن

لغت نامه دهخدا

درسپاردن. [ دَ س ِ دَ ] ( مص مرکب ) درسپردن. سپردن. ترک کردن. واگذاشتن. تسلیم کردن. منکوب کردن: حسن گفت خائنان هر دو جانب را دور باید کرد. مأمون بخندید و گفت یا حسن آنگاه کس نماند و بروند و به دشمن پیوندند و ما را درسپارند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 33 و چ فیاض ص 35 ). رجوع به درسپردن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ترک کردن وا گذاشتن.

جمله سازی با در سپاردن

💡 رودریک فرد هنرمندی است و راوی که تحت تأثیر نقاشی‌های او قرار گرفته سعی می‌کند تا با همراهی دوست قدیمیش در خواندن کتاب و گوش سپاردن به آهنگ‌هایی که رودریک خود ساخته و آنها را برای راوی با گیتار می‌نوازد به او روحیه بدهد. رودریک ترانهٔ «قصر جن‌زده» را می‌خواند و سپس به دوستش می‌گوید که اطمینان دارد خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنند نیز دارای ادراک است و این درک برخاسته از ترکیب عمارت با پوشش گیاهی اطراف آن است.

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز