لغت نامه دهخدا
درتیزو. [ دَ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حرجند بخش مرکزی شهرستان کرمان، واقع در 84هزارگزی شمال باختری کرمان و 4هزارگزی باختر راه مالرو شاهزاده محمد به چترود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
درتیزو. [ دَ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حرجند بخش مرکزی شهرستان کرمان، واقع در 84هزارگزی شمال باختری کرمان و 4هزارگزی باختر راه مالرو شاهزاده محمد به چترود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده کوچکی است از دهستان حرجند بخش مرکزی شهرستان کرمان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر اساس فیلمنامه و آهنگسازی تیزو ماتسومورا به اپرای سکوت تبدیل شد و در سال ۱۹۹۳ به نمایش درآمد.
💡 گفتم که آن چهار کدامست بازگوی گفتا که تیغ تیزو دل و دو کف و زبان
💡 بنیانگذار سلسله مینگ امپراتور هنگوو بود (۲۱ اکتبر ۱۳۲۸–۲۴ ژوئن ۱۳۹۸)، که همچنین با نام شخصی ژو یوانژانگ و نام معبد تیزوی مینگ (به معنای اجداد بزرگ مینگ) شناخته میشود. او اولین امپراتور سلسله مینگ بود. نام خانوادگی وی، هنگوو (به معنی بسیار رزمی) است.
💡 بیش از نیمی از شیشیها از ورودی عقب فرار کردند و افرادی که در داخل ایکهدایا کشته شدند عبارتند از: اوتاکا ماتاجیرو، میابه تیزو، یوشیدا توشیمارو و فوکوئوکا یوجیرو. در دوره میجی از این کشتهشدگان به عنوان «هفت شهید شیشی» نام برده میشد.
💡 زین سبب بچه بزاید ازو تند و بی آب و تیزو بی آرام