لغت نامه دهخدا
دانه پاک کردن. [ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دانه از کاه جدا کردن. ( آنندراج ). جدا کردن کاه از حبه ها در حبوبات. کاه ازدانه جدا کردن. بیکسو زدن کاه از حبوب:
نکرده دانه خود پاک چون ستاره صبح
غبار خاطر این آسیا نباید شد.صائب.
دانه پاک کردن. [ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دانه از کاه جدا کردن. ( آنندراج ). جدا کردن کاه از حبه ها در حبوبات. کاه ازدانه جدا کردن. بیکسو زدن کاه از حبوب:
نکرده دانه خود پاک چون ستاره صبح
غبار خاطر این آسیا نباید شد.صائب.
دانه از کاه جدا کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که حالی برآیند موران ازا خاک نمایند انبانت از دانه پاک
💡 سوزنی برگیر و یک یک دانه پاک از سر سوزن همه برچین ز خاک
💡 چنبر گیتی ترا از خار و خس پرویز نی است دانه پاک آنگه شود از چشم چنبر بگذرد
💡 زمین پاک بود کهربای دانه پاک صدف ز پاکی دامن همیشه پرگهرست
💡 بخواندن می شود از هم جدا نیک و بد معنی شود تا دانه پاک از که، بده بر باد خرمن را
💡 عجب که گریه ما در دلش اثر نکند که دانه پاک و زمین سخت قابل افتاده است