داغ بدل نهادن

لغت نامه دهخدا

داغ بدل نهادن. [ ب ِ دِ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تحمل رنج کردن. || کنایه از صبر و شکیبائی است مال تلف شده را. ( از لغت محلی شوشتر ). || گرفتن معشوق دیگری. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ).
- داغ بدل نهادن کسی را؛ در حسرت و آرزوی چیزی نهادن او را.
- داغ کسی را بدل کسی نهادن؛ عزیزی ازو کشتن: داغ پسرت را به دلت می نهم؛ او را میکشم.

فرهنگ فارسی

تحمل رنج کردن

جمله سازی با داغ بدل نهادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتم‌که لاله داغ بدل دارد از چه روی گفتا ز روی من دل لاله است داغدار

💡 لاله را داغ بدل ماند مگر بولهب است

💡 داغ دل من لاله صفت زان گل رخ بود گل رفت مرا از نظر آن داغ بدل ماند

💡 کاربران شبکه‌های اجتماعی هم واکنش‌های زیادی به این همایش داشتند و آن را به موضوعی داغ بدل کردند.

💡 ز سایه در پی آن مه رقیب می فکند هزار داغ بدل ز آفتاب دارم من

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز