داغ اب

لغت نامه دهخدا

( داغ آب ) داغ آب. [ غ ِ ] ( ترکیب اضافی ) نشانی که از آب بر کاغذ یا جامه در آب افتاده پیدا آید. ( آنندراج ). اثر تنیدگی آب بر کاغذ:
مانند سیل عمر گرامی گذشت و ماند
چون داغ آب یاد جوانی بدل مرا.تنها ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( داغ آب ) نشانی که از آب بر کاغذ یا جامه در آب افتاده پیدا آید

جمله سازی با داغ اب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از منت خضر نتوان کرد سینه داغ آب از جگر بگیرم و در ساغر افکنم

💡 تازه گردد داغ آب از جلوه موج سراب تشنه می گردد ز کوثر تشنه دیدار بیش

💡 در ته ابرست دایم آفتاب زندگی بی سیاهی نیست هرگز داغ آب زندگی

💡 آن خال نیست زیر لب روح بخش او کز داغ آب خضر سیاهی فتاده است

💡 از سیاهی داغ آب زندگی آمد برون مشت آبی هیچ کس بر روی بخت ما نزد

💡 ابتدا موم را با حرارت ملایم ذوب و روغن تربانتین را به آن اضافه کنید. سپس محلول داغ آب و صابون را در مقادیر کم به محلول وارد نموده و مرتباً بهم بزنید و در پایان رنگ مورد نظر را بیفزایید.

جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز