داستان اوردن

لغت نامه دهخدا

( داستان آوردن ) داستان آوردن. [ وَ دَ ] ( مص مرکب ) حکایت کردن:
او سلیمان است و من موری بیادش زنده ام
زنده ماناد او کز او این داستان آورده ام.خاقانی.|| مکایده. مکر آوردن. دستان آوردن.کید کردن.

فرهنگ فارسی

( داستان آوردن ) حکایت کردن

جمله سازی با داستان اوردن

💡 به‌گفتهٔ محمدجعفر یاحقی، سروده‌های پراکندهٔ شاعران بی‌دیوان یا سرایندگانی مانند ابوشکور بلخی، دقیقی و مسعودی که همگی در بَحرِ مُتَقارِب سروده شده‌اند، می‌توانسته پیشینه‌ای برای شاهنامه و شاهنامه‌سرایی بوده و فردوسی از همهٔ آنان بهره برده‌باشد. فردوسی نخستین بار در روزگار پادشاهی نوشین‌رَوان و در داستان آوردن کَلیله و دِمنه از هند و به پهلوی برگرداندن آن و رویدادهای پس از آن، از رودکی نام می‌برد و سرودهٔ او را می‌ستاید.[یادداشت ۱۵] و پس از آن دو بار دیگر در سرگذشت خسروپرویز بی‌آن‌که به کار رودکی دربارهٔ کلیله و دمنه اشاره کند، از این کتاب یاد می‌کند. این‌گونه یادکرد رودکی آن‌هم با آن برجستگی در شاهنامه، آن‌چنان‌که فردوسی سرگذشت روزگار ساسانیان را نگه‌دارد و داستان کلیله و دمنه در عهد اسلامی تا نظم آن به‌دست رودکی را بیان کند نشان از دوستداری ویژه‌ای نسبت به رودکی از سوی فردوسی است و بیانگر آن است که به‌گمان، کلیله و دمنهٔ سرودهٔ رودکی نزد فردوسی بوده و او از هنر رودکی در این کار بهره‌مند می‌شده‌است.

💡 در داستان زندگی اسکندر وقایع نامدارتری از مواجه اسکندر با اسیران زن مانند داستان آوردن خانواده داریوش به نزد اسکندر وجود دارد که داستان تموکلیا را به حاشیه می‌برند.

اعتلا یعنی چه؟
اعتلا یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز