خیانت ورز
مترادفها
خائن، فریبکار، پیمانشکن
متضادها
وفادار، امین، درستکار
لغت نامه دهخدا
خیانت ورز. [ ن َ وَ ] ( نف مرکب ) خیانت کننده. خائن.
فرهنگ فارسی
خیانت کننده خائن
خائن، فریبکار، پیمانشکن
وفادار، امین، درستکار
خیانت ورز. [ ن َ وَ ] ( نف مرکب ) خیانت کننده. خائن.
خیانت کننده خائن