خیانت ورزیدن

مترادف‌ها

خیانت کردن، پیمان‌شکنی، بی‌وفایی، فریب دادن

متضادها

وفاداری کردن، امانت‌داری کردن

لغت نامه دهخدا

خیانت ورزیدن. [ ن َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) خیانت کردن. خیانت نمودن: هر که خیانت ورزد دستش از حساب بلرزد. ( گلستان سعدی ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) انجام دادن خیانت

کلمات مرتبط