خیانت ورز

مترادف‌ها

خائن، فریبکار، پیمان‌شکن

متضادها

وفادار، امین، درستکار

لغت نامه دهخدا

خیانت ورز. [ ن َ وَ ] ( نف مرکب ) خیانت کننده. خائن.

فرهنگ فارسی

خیانت کننده خائن

جمله سازی با خیانت ورز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن سیاستمدار مکار که با وعده‌های دروغین مردم را فریب می‌داد، در نهایت به عنوان یک خیانت ورز در تاریخ سیاسی کشور ثبت و مکتوب شد.

💡 در داستان‌های حماسی، قهرمان داستان همیشه با شخصیت‌های خیانت ورز که قصد نابودی صلح و آرامش جامعه را داشتند، در نبردهای سخت و خونین روبرو می‌شود.

💡 رفتار غیرمنصفانه و پنهان‌کاری‌های او نشان داد که او یک خیانت ورز واقعی است که تنها به منافع شخصی خود اهمیت می‌دهد و به دیگران بی‌توجه است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران