خویشتن داشتن

مترادف‌ها

خودداری، خویشتن‌داری، صبر

متضادها

خودداری نکردن، رها شدن

لغت نامه دهخدا

خویشتن داشتن. [ خوی / خی ت َ ت َ ] ( مص مرکب ) تماسک. ( منتهی الارب ). تمالک نفس. حفظ نفس کردن ازسقوط در شهوات و آفات: یک روز خواسته یکی از اشکانیان سوی او [ اردشیر ] آوردند و زر و سیم و غلام و کنیز و در میان آن بردگان اندر دختری بود که هرگز از او نیکوتر کس ندیده بود اردشیر به او عاشق شد پنداشت که از بندگان اشکانیان است و بخویشتن نزدیک کرد او را پرسید که هرگز مرد بتو رسیده است گفت نه اردشیر دوشیزگی او بستد از آنکه خویشتن نتوانست داشتن و او از اردشیر بار گرفت. ( ترجمه طبری بلعمی ).
خویشتن دار ای جوان زین پیر دهر
تات نفریبد بغدر این پیرزن.ناصرخسرو.خویشتن دار تو کامروز جهان دیوانه ست
چندگه منبر و محراب بدیشان پرداز.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

تماسک تمالک نفس

جمله سازی با خویشتن داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خویشتن را چون نمک بگداخت باید تا توان خویشتن بر خوان ربانی نمکدان داشتن

💡 از پی آسایش این خویشتن دشمن خران تا کی آخر خویشتن حیران و مضطر داشتن

💡 رنجبر بودن، ولی در کشتزار خویشتن وقت حاصل خرمن خود را بدامان داشتن

💡 توانایی در خویشتن داشتن در برابر خشم و عصبانیت، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شخصیتی است که می‌تواند از بروز درگیری‌های غیرضروری در روابط جلوگیری کند.

💡 او در اوج سختی‌ها و فشار کاری، با خویشتن داشتن و تمرکز بر اهداف اصلی، توانست از تصمیم‌گیری‌های عجولانه و اشتباه در محیط کار جلوگیری کند.

💡 مدیریت استرس و یادگیری تکنیک‌های آرام‌سازی، به انسان کمک می‌کند تا در شرایط بحرانی، قدرت خویشتن داشتن و کنترل بر رفتار خود را حفظ نماید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران