خویش را گرد گرف
لغت نامه دهخدا
خویش را گرد گرفتن. [ خوی / خی گ ِگ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) خود را جمع کردن:
قطره آبی که درخواهد شد از ابر بلند
گرد گیرد خویش را و پس به دریا افکند.میرخسرو ( از آنندراج ).
جمله سازی با خویش را گرد گرف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ۸. دوردو بابا به رامو: «در همان جای خودت بمان و همچون خورشید باش رامو! قدرتمند، درخشان و گرم! بگذار (آنها) گِرد تو بگردند و بچرخند. در این راه (منظومه)، همه، مسیر خویش را دیر یا زود پیدا خواهند کرد.» قسمت سوم
💡 پیداست که گویشوران یهودی و زبان تاتی نمایندگان دو تیرهٔ متفاوت هستند که هر یک؛ دین، آگاهی قومی، خود شناسانندگی، روش زندگی و ارزشهای تنی و روانی خویش را دارند.
💡 وحشیِ فرصت چو تیر از شَست بیرون جسته است تا تو زه میسازی ای غافل کمانِ خویش را
💡 وَ الَّذِی قَدَّرَ و او که باز انداخت آفریده خویش را در آفرینش فَهَدی (۳) و در دل داد آنچه خواست و آن راه که خواست برو آراست.
💡 ادّعا میشود که این دادگاه، مشروعیت و اعتبار خویش را از قوانین الهی گرفتهاست. من در ابتدای شروع این دادگاه به دیدگان خویش دیدم که بر یک کتاب در صحن این دادگاه بوسه زده شد و با قداست در آن نگریسته شد.