گرد افشاندن

لغت نامه دهخدا

گرد افشاندن. [ گ َ اَ دَ ] ( مص مرکب ) پاک کردن غبار از چیزی. صیقلی کردن:
گیتی امید به اقبال تو میدارد
که از او گرد به شمشیر بیفشانی.ناصرخسرو.پیاپی بیفشان از آیینه گرد
که صیقل نگیرد چو زنگار خورد.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - پاک کردن غبار چیزی را. ۲ - پاک کردن تمیز کردن: گیتی امید باقبال تو میدارد که از او گرد بشمشیر بیفشانی. ( ناصر خسرو ) ۳ - صیقلی کردن: پیاپی بیفشان از آیینه گرد که صیقل نگیرد چو زنگار گرد. ( بوستان )

جمله سازی با گرد افشاندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از دامن جامه خاک و گرد افشاندن از ریش حلاج پنبه برداشتنست

اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز