لغت نامه دهخدا
خوشه کردن. [ ش َ / ش ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بستن خوشه گیاه. بهم آمدن خوشه گیاه. بیرون آمدن خوشه کشت. ( یادداشت مؤلف ). اسبال. ( تاج المصادر بیهقی ).
خوشه کردن. [ ش َ / ش ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بستن خوشه گیاه. بهم آمدن خوشه گیاه. بیرون آمدن خوشه کشت. ( یادداشت مؤلف ). اسبال. ( تاج المصادر بیهقی ).
بستن خوشه گیاه بهم آمدن خوشه گیاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دکتر نادر آذرنگ، پزشک جوان ایرانی موفق به ابداع روشی برای ثبت حافظه بیماران در کما میشود. با این روش اطلاعات و خاطرات بیمار به صورت امن تا زمان خروج بیمار از کما نگهداری میشود و پس از خروج بیمار از کما اطلاعات به مغز او بازمیگردد. مشکل از جایی آغاز میشود که در هنگام بازگردانی اطلاعات دو بیمار اشتباهی رخ میدهد و خاطرات آن دو جابجا میشود. یکی از بیماران خوشه (نامزد سابق دکتر آذرنگ) و دیگری مرد جوان حقه بازی به نام بهروز است که میخواهد از ظاهر جدید خود برای پیدا کردن یک شوهر پولدار استفاده کند...
💡 الگوریتم خوشهبندی کی-میانگین یک روش فراگیر در خوشهبندی است که به دنبال کمینه کردن میانگین مربعات فواصل بین نقاط در یک خوشه است. در این الگوریتم مقدار دهی اولیه به صورت تصادفی صورت میپذیرد. این روش به طور گسترده ای مورد استفاده قرار گرفته و می تواند جواب هایی با تقریب مناسب و سرعت مطلوب ارائه دهد.؛ دقت کنید که مسئله پیدا کردن جواب اصلی این روش انپی سخت است برای همین جوابها به طور تقریبی و با همگرا شدن الگوریتم به یک جواب از طریق یک مقداردهی اولیه صورت میپذیرد.