لغت نامه دهخدا
خلل انداز. [ خ َ ل َ اَ ] ( نف مرکب ) اغتشاش آور. کسی که باعث تباهی در کارها شود. کسی که باعث هنگامه و آشوب گردد. ( ناظم الاطباء ).
خلل انداز. [ خ َ ل َ اَ ] ( نف مرکب ) اغتشاش آور. کسی که باعث تباهی در کارها شود. کسی که باعث هنگامه و آشوب گردد. ( ناظم الاطباء ).
اغتشاش آور کس که باعث تباهی در کار ها شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شبکههای کامپیوتر بعد از اینکه راه اندازی شدند ممکن است دچار ایرادهای مختلفی گردند، در نتیجه لازم هست تا یک شخص یا شرکت پشتیبانی آن را بر عهده بگیرد تا فعالیتهای شرکتی که از خدمات شبکه استفاده میکند دچار خلل و ایراد نشود و به درستی کار کند.
💡 به هر ناوک که سوی بیدلان اندازی از غمزه مرا صد رخنه در جان صد خلل در کار دین آید