خط بسر خویش داد
لغت نامه دهخدا
خط بسر خویش دادن. [ خ َ ب ِ س َ رِ خوی / خی دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از حجت به قتل خویش دادن. ( آنندراج ):
از بحر گفت بخامه نمها دادند
جانی بورقها ز رقمها دادند
تا بر خط دیگران دگر سر ننهند
خطی بسر خویش قلمها دادند.ظهوری ( از آنندراج ).
جمله سازی با خط بسر خویش داد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماه رویا بسر خویش کنی نیک باشد که بدی بیش کنی؟