لغت نامه دهخدا
خشتک زر. [ خ ِ ت َ ک ِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب عالمتاب. ( از برهان قاطع ):
پر زر و در گشته ز تو دامنش
خشتک زر سوزه پیراهنش.نظامی ( مخزن الاسرار ).
خشتک زر. [ خ ِ ت َ ک ِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب عالمتاب. ( از برهان قاطع ):
پر زر و در گشته ز تو دامنش
خشتک زر سوزه پیراهنش.نظامی ( مخزن الاسرار ).
کنایه از آفتاب عالمتاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در لباسهای معاصر هم مثل ساپورت و جورابشلواری برای اضافه کردن وسعت در درز فاق هم از خشتک استفاده میشود. مانند دیگر لباسهای زیر، این خشتکها اغلب از پارچههایی که هوا را از خود عبور میدهند و رطوبت گیر هستند مانند پنبه ساخته میشوند تا ناحیه تناسلی را خشک و تهویه کنند.
💡 در فرهنگ عامیانه به این ناحیه یا بخشی از شلوار که بر روی این ناحیه قرار میگیرد خِشتَک هم گفته میشود. نام خشتک بخاطر خشتی (لوزی) بودن تکه پارچهای است که در شلوارهای قدیم در این قسمت میدوختهاند.
💡 زهی سودای بیخویشی، که هیچ از خویش نندیشی که پس گشتی تو یا پیشی، که خشتک یا گریبانی
💡 هر آنچ از روح او آید به وهم روحها ناید که خشتک کی تواند کرد اندر جامه تیریزی
💡 ماه و خورشید را مقرنس تو چون دو خشتک گرفته زیر بغل