خره به کون ما

لغت نامه دهخدا

خره به کون مالیدن. [ خ َرْ رَ / رِ ب ِ دَ ] ( مص مرکب ) نوره کشیده. واجبی کشیدن ( لغت محلی شوشتر ). || فریب دادن. گول زدن ( لغت محلی شوشتر ).

جمله سازی با خره به کون ما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بديهى است كه پس از حصول مقصود، از بين بردن امام براى ماءمون اشكالى نداشت،ماءمون براى تحقق دادن به اين تصميم، امام را از مدينه به مرو احضار كرد و پس ازحضور اول خلافت و پس از آن ولايت عهد خود را به امام پيشنهاد نمود و آن حضرت اعتذارجسته نپذيرفت ولى بالا خره به هر ترتيب بود قبولانيد و امام نيز به اين شرط كه دركارهاى حكومتى و عزل و نصب عمال دولت مداخله نكند، ولايت عهد را پذيرفت (289).

💡 خلاصه حاجى با قهر و غيظ برگشت چند روز بعد هنگام ظهر در خانه نان و انگور مىخوردم يكى از تجار كه با من رفاقت داشت وارد خانه شد و گفت جنسى دارم كه به كارتو مى خورد و مدتى است انبار منزل را اشغال كرده و آن خشت لعاب ورشو است. گفتم نمىخواهم، بالا خره به من فروخت به همان مبلغى كه خريده بود از قرار خشتى هفده توماننسيه.

💡 جناب آقاى قندهارى سابق الذكر و نيز جمعى ديگر از موثقين نجف اشرفنقل كرده اند كه: رشادمرضه كه از تجار درجه يك عراق مى باشد، تقريبا در هفتسال قبل به مرض سرطان داخلى مبتلا شد و اطباى عراق و لبنان و سوريه از معالجه اش ‍عاجز شدند و براى مداوا به ممالك اروپايى رفت، بالا خره به او گفتند به هيچ وجهعلاجى ندارد چه جراحى بكنيم و چه نكنيم ريشه سرطان به قلب رسيده و بر فرض،جراحى بكنيم يك هفته ديرتر شايد بميرى.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران