لغت نامه دهخدا
خراش خوردن. [ خ َ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب )خراش در شی واقع شدن. خراش برداشتن. خراش یافتن.
خراش خوردن. [ خ َ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب )خراش در شی واقع شدن. خراش برداشتن. خراش یافتن.
خراش در شیئ واقع شدن خراش برداشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شواهد باستانشناسی نشان میدهد که این انسانهای اولیه توانایی شکار یا دستکم جمعآوری با ابزار سنگی را داشتند، زیرا این تیم صدها ابزار سنگ چخماق آشولی را در این مکان کشف کردند. دو دندان یافت شده خراشهایی را نشان میدهند که نشان دهنده روشی در خوردن است که در آن غذا با ابزاری در حالی که بین فکها گرفته میشد بریده میشد.