لغت نامه دهخدا
خار خشک زهردار. [ رِ خ ُ ک ِ زَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خارخشکی که سم دارد و استعمالش مسمومیت آرد. ضریع. ( بحر الجواهر ).
خار خشک زهردار. [ رِ خ ُ ک ِ زَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خارخشکی که سم دارد و استعمالش مسمومیت آرد. ضریع. ( بحر الجواهر ).
خار خشکی که سم دارد و استعمالش مسمومیت آرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به خار خشک قناعت کنم درین گلزار به برگ کاه تسلّی شوم از این خرمن
💡 هر خار خشک، تیغ زبانی است آبدار از گوش هر که پنبه غفلت برآمده
💡 نبود بهار و دی را بر خار خشک فرقی دم عیش را ندانم ز غم امتیاز کردن
💡 زهاد را به باغ که تکلیف می کند این خار خشک را که به گلزار می برد
💡 بر خار خشک گر نظری افکند ز لطف پیدا شود ز خار دو صد گونه عبهری
💡 در بزم باده راه مده هوشیار را این خار خشک را به گلستان روا مدار