حلق اویز کردن

لغت نامه دهخدا

( حلق آویز کردن ) حلق آویز کردن. [ ح َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بحلق آویختن کسی را یا خود را تا خفه شود و بمیرد. آویختن از گلوگاه. در گلو طنابی کرده آویختن کشتن را.

فرهنگ فارسی

( حلق آویز کردن ) بحلق آویختن کسی را یا خود را تا خفه شود و بمیرد

جمله سازی با حلق اویز کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابوهریره از پیامبر نقل می‌کند: "کسی که خود را از راه حلق آویز کردن می‌کشد، در آتش جهنم هم به همان صورت حلق آویز تا ابد باقی می‌ماند و همچنین است کسی که خود را با خنجر می‌کشد."

💡 کِرِول در پاریس، در خانواده‌ای از طبقه بورژوازی پاریسی متولد شد. او یک تربیت مذهبی آسیب‌زا و ناگوار داشت. در سن چهارده سالگی، پدرش با حلق آویز کردن خود از طناب، خودکشی کرد.

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز