حش کوکب

لغت نامه دهخدا

حش کوکب. [ح َش ْ ش ِ ک َ ک َ ] ( اِخ ) موضعی است در بیرون مدینة به جانب بقیع، و عثمان آنجا را بخرید و بر قبرستان بقیع بیفزود، و کوکب نام مردی از انصار بوده که بدان اضافه شده است. ( معجم البلدان ) ( عقد الفرید ج 5 ص 43 ).

فرهنگ فارسی

موضعی است در بیرون مدینه بجانب بقیع

جمله سازی با حش کوکب

💡 کوکب برج سیادت بود و میکردند کسب مهر و مه نور و ضیا از طلعت او صبح و شام

💡 کوکب (سده ۷ ه. ق) دختر سعدی شاعر ایرانی، خود نیز شاعر بود و با تخلص ستاره شعر می‌گفت.

💡 رخشنده گشت کوکبی از برج سلطنت کش خیره شد برخ نظر آفتاب و ماه

💡 تا دهر چه خواهد ز من سوخته کوکب کز داغ غمت روز مرا ساخته چون شب

💡 دست شاخ از گل منقش چون دم طاوس نر روی ابر ار ژاله پر کوکب چو پشت سوسمار

💡 زهرهٔ صبحگاهی را کوکب صباحی و زهرهٔ شامگاهی را کوکب مسائی می‌گفتند.

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز