لغت نامه دهخدا
حرسه ا. [ ح َ رَ س َ هُل ْ لاه ] ( ع جمله فعلیه دعایی ) و یا حرسها اﷲ. خدای تعالی او را حراست فرمایاد. صانه اﷲ عن الحدثان. دعائیست که غالباً پس از ذکر نام شهری از مسلمانان خاصه مکه آرند.
حرسه ا. [ ح َ رَ س َ هُل ْ لاه ] ( ع جمله فعلیه دعایی ) و یا حرسها اﷲ. خدای تعالی او را حراست فرمایاد. صانه اﷲ عن الحدثان. دعائیست که غالباً پس از ذکر نام شهری از مسلمانان خاصه مکه آرند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اللهم قد تعلم انى ما ذخرت جهدى، و لامنعت و جدى حتىانفل حدى و بقيت وحدى فاتبعت طريق من تدقمنى فى كف العادية و تسكين الطاغية عن دماءاهل المشايعة (11) و حرست ما حرسه اوليائى من امر اخرتى و دنياى.