حب الغمام

لغت نامه دهخدا

حب الغمام. [ ح َب ْ بُل ْ غ َ ] ( ع اِ مرکب ) تگرگ. یخچه. بَرَد. حب المزن. حبقر. حب قر. عبقر. عَب. حب المزنة. ( اقرب الموارد ). || ژاله. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) تگرگ
تگرگ یخچه

جمله سازی با حب الغمام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الغمام: جمع غمامه (مثل سحاب جمع سحابه ) به معناى سحاب (ابر) است. تنها تفاوت آندو، مطابق نظر بعضى (1218) در اين است كه غمام به ابر رقيق و نازك گفته مىشود و مقصود از ابر سفيد كه از بعضى (1219)نقل شده، ظاهرا همين است.

💡 عن العسكرى عليه السلام: قال اللّه عزّوجلّ: واذكروا يا بنىاسرائيل اذظلّلنا عليكم الغمام لمّا كنتم فى التّيه يصيبكم (تقيكم (1277)) حرّالشمس و برد القمر...كلوا من طيبات ما رزقناكم واشكروا نعمتى و عظّموا من عظّمته ووقّروا من وقّرته ممّن اءخذت عليكم العهود و المواثيق لهم محمد و آله الطيبين.

💡 تظليل غمام گاهى بشير رحمت است، نظير آيه مورد بحث و زمانى نذير نقمت است؛ مانند: عذاب يوم الظلة (1252)؛ ان ياتيهم اللّه فىظل من الغمام.(1253)

💡 ساری ست سر عشق در اعیان علی الدوام کالبدر فی الدجیة والشمس فی الغمام

💡 بعضى از مفسرين گفته اند: مراد از آمدن خدا، آمدن امر او است، در سابق هم نظير اين حرفرا در ذيل آيه (هل ينظرون الا ان ياتيهم الله فىظلل من الغمام ) در جلد اول اين كتاب نقل كرديم.

💡 هل ينظرون الا أ ن ياتيهم الله فى ظللمن الغمام و الملائكة و قضى الامر و الى الله ترجع الامور(210)