جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی در جوانی برای مدتی از یاران نزدیک نواب صفوی محسوب میشد. آنچه دربارهٔ وی مشهور است سرکردگی انجمن حجتیه است که خود وی بارها در مجامع و سخنرانیها این ادعا را بیاساس دانسته و در دادگاه ویژه روحانیت نیز هیچ اتهامی از این بابت متوجه وی نبود. در حوادث قبل از انقلاب ایران وی به عنوان یکی از نزدیکان سید کاظم شریعتمداری و با در دست داشتن رهبری مرکز معروف و مهمی بنام کانون بحث و انتقاد دینی در مشهد نقش بسزایی را ایفا میکرد. در جلسات کانون بحث روال بدین طریق بود که هاشمی نژاد سخنرانی میکرد و در آن علیه رژیم پهلوی سخن میگفت و ابطحی به عنوان رئیس کانون در طول هفته به ساواک احضار و تعهد به عدم تکرار میداد. گاهی هم به عکس هاشمی نژاد تعهد میداد و ابطحی سخنرانی میکرد. جریان انجمنهای ایالتی و ولایتی، حوادث خونین قم و تبریز و تحریم عید نوروز ۵۷، رفع خطر از جان هاشمی نژاد در حادثه مسجد فیل، حمله به حرم علی بن موسی الرضا توسط سربازان شاه از مواردی هستند که رژیم شاه را وادار به اذعان این مطلب نمود که: «ضمناً دستورها مراقبتی با توجه به شرکت عبد الکریم هاشمی نژاد و حسن ابطحی در کانون یادشده که هر دو از روحانیون افراطی و مخالف میباشند جهت کانون مورد بحث صادر گردیده است»
💡 موسی صدر دین را امری حاصل عقدههای روانی نمیداند و منشأ دین را امری اصیل و ذاتی در انسان معرفی میکند. به نظر موسی صدر دیدگاههای دانشمندان دیگر دربارهٔ منشأ دین تغییر کرده است و این مسئله هنوز برجای باقی مانده که انسانی که دین را نمیشناخته، چرا به سوی دین تمایل پیدا کرده است. وی همچنین بر این باور است که دین و علم با یکدیگر به دنیا میآیند و در سرشت بشر زاده شدهاند. از نظر صدر، هم دین و هم علم در پیوند دادن انسان با حقیقت و واقعیت نقش دارند؛ چرا که هردو سعی میکنند تا واقعیت و هستی را رمزگشایی و پردهنمایی کنند. از نظر صدر علم و دین در دوران کودکی و جوانی از بیماری خرافات و اساطیر رنج بردهاند.