لغت نامه دهخدا
جراحت خندان. [ ج ِ ح َ ت ِ خ َ ] ( ترکیب وصفی ) کنایه اززخم تازه که هنوز التیام نیافته باشد. ( آنندراج ).
جراحت خندان. [ ج ِ ح َ ت ِ خ َ ] ( ترکیب وصفی ) کنایه اززخم تازه که هنوز التیام نیافته باشد. ( آنندراج ).
کنایه از زخم تازه که هنوز التیام نیافته باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از تبسم لعل او چون غنچه خندان است و بس بر جراحتهای قلبم یک نمکدان است و بس
💡 بر جراحتهای پیکان خسته آن غمزه را نوش دارو جز در آن لبهای خندان یافت نیست
💡 شکر لبا، سوی عاشق چو بگذری خندان نمک مریز که دل پر جراحت است او را