جانب داشتن

مترادف‌ها

سوگیری، متمایل بودن، طرفداری کردن

متضادها

بی‌طرف بودن

لغت نامه دهخدا

جانب داشتن. [ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب )رابطه داشتن. پیوند داشتن. مربوط بودن:
نسیم صبح را گفتم تو با او جانبی داری
کز آنجانب که او باشد صبا عنبرفشان آید.سعدی.رجوع به جانب شود.

فرهنگ فارسی

طرفداری

جمله سازی با جانب داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بدين گونه ايام تنگدستى خزيمه را جبران كرد و او نيز با در دست داشتن فرمان حكومتجزيره بدان صوب رهسپار گرديد. موقعيكه خبر ورود حاكم جديد به (فياض )فرماندار معزول رسيد با تمام مردم شهر بهاستقبال شتافت و چون وارد شهر شدند به اتفاق به جانب مقر حكومت رفتند.

💡 قاضی پرونده باید در هنگام صدور حکم، کاملاً بی‌طرف باشد و از هرگونه جانب داشتن نسبت به یکی از طرفین دعوا یا نزدیکان خود پرهیز کند.

💡 در بحث‌های سیاسی پیچیده، بسیار دشوار است که بتوان بدون هرگونه جانب داشتن نسبت به گروه‌های مختلف، به یک تحلیل منطقی و واقع‌بینانه رسید.

💡 خبرنگار حرفه‌ای هرگز نباید در گزارش‌های خبری خود دارای هرگونه جانب داشتن باشد و باید صرفاً حقایق را بدون دخالت نظرات شخصی بیان کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران