جانب نگه داشتن

مترادف‌ها

طرفداری کردن، پشتیبانی کردن

متضادها

بی‌طرف بودن، مخالفت کردن

لغت نامه دهخدا

جانب نگه داشتن. [ ن ِ ن ِ گ َه ْ ت َ ] ( مص مرکب ) حمایت کردن از کسی. رعایت حال کسی را کردن. پاس کسی را نگه داشتن:
تو میروی و مرا جان و دل بجانب تست
ولی چه سود که جانب نگه نمیداری.سعدی.جانب دلها نگاه دار که سلطان
ملک نگیرد اگر سپاه ندارد.حافظ.

فرهنگ فارسی

حمایت کردن از کسی

جمله سازی با جانب نگه داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گرچه رویش داد بر بادم چو زلف همچنان جانب نگه می‌دارمش

💡 تو می‌روی و مرا چشم و دل به جانب توست ولی چه سود که جانب نگه نمی‌داری

💡 گر چه رویش داد بر بادم چو زلف همچنان جانب نگه می دارمش

💡 یک دوست واقعی کسی است که در سخت‌ترین لحظات زندگی شما، همیشه جانب شما را نگه دارد و در برابر مشکلات با شما ایستادگی کند.

💡 او سعی داشت در جلسات مختلف، با ارائه دلایل منطقی و مستدل، جانب حق و عدالت را نگه دارد و از بی‌عدالتی‌های موجود جلوگیری کند.

💡 در میان اختلافات خانوادگی، بهتر است که فرد سعی کند میان طرفین صلح برقرار کند و به جای جانب نگه داشتن یک نفر، به دنبال حل مسئله باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران