لغت نامه دهخدا
جام پیش دهن بردن. [ ش ِ دَهََ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) قدح می سرکشیدن:
روان گردید خوناب دلم از ساغر دیده
به یاد لعل او چون جام می پیش دهن بردم.فغانی شیرازی ( از ارمغان آصفی ).
جام پیش دهن بردن. [ ش ِ دَهََ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) قدح می سرکشیدن:
روان گردید خوناب دلم از ساغر دیده
به یاد لعل او چون جام می پیش دهن بردم.فغانی شیرازی ( از ارمغان آصفی ).
💡 خداوند شمس دین، زان جام پیشین بریزا در دهان جان ریشین
💡 نگذرد مینای می خشک از لب خاموش جام پیش ارباب سخاوت حاجت گفتار نیست
💡 فرزند یک دلال کاشانی بود. از حدود سال ۱۲۹۳ به استخدام مالیه درآمد و تا ریاست مالیه تربت جام پیش رفت. در اوائل سال ۱۳۱۴ خورشیدی مسئول امور مالی و اداری آستان قدس رضوی شد.