لغت نامه دهخدا
دنباله دو. [ دُم ْ ل َ / ل ِ دَ / دُو ] ( نف مرکب ) دونده به دنبال کسی. آنکه از عقب کسی می دود. ( ناظم الاطباء ).
دنباله دو. [ دُم ْ ل َ / ل ِ دَ / دُو ] ( نف مرکب ) دونده به دنبال کسی. آنکه از عقب کسی می دود. ( ناظم الاطباء ).
دونده به دنبال کسی.
💡 دنباله دو قلقل مینای رحیلیم ین باده جنون داشتکه در جام جرس ریخت
💡 ابتدا از روی دنباله دو والد یک بردار شباهت ساخته میشود. به این صورت که به ازای هر اندیس از دنباله کروموزومی والدها اگر مقدار آن عنصر دنباله در هر دو والد یکسال باشد، مقدار آن عنصر در بردار شباهت برابر مقدار مشترک والدها است و در غیر این صورت مقدار آن بیت پوچ است. سپس برای تولید فرزندان بردار شباهت عیناً رونوشت میشود اما در اندیسهایی که مقدار پوچ دارند با احتمال یکنواخت مقدار فرزند مشخص میشود.
💡 دنباله دو خاطر خودرای خودم بی زحمت ره آبله پای خودم
💡 رها ای شهسوار از کف عنان بارگی کردی فرامش از سگ دنباله دو یکبارگی کردی
💡 یاد روزی که پی محمل او می رفتم بانگ زد بر سگ دنباله دو خود که تعال