واژه «خستهسینه» در زبان فارسی صفتی است که برای توصیف کسی به کار میرود که از درون احساس رنج، اندوه یا غم دارد و دل او سنگین یا افسرده است. این اصطلاح بار معنایی روانی و احساسی دارد و نشاندهنده کسالت روحی، دلمشغولی یا پریشانی درونی فرد است. فرد خستهسینه معمولاً نه تنها جسمی خسته است، بلکه از لحاظ روحی و روانی نیز احساس ضعف، بیحوصلگی و دلتنگی میکند. این واژه در ادبیات و شعر فارسی بسیار به کار رفته و اغلب با غم، اندوه و دلمشغولیهای عاشقانه یا انسانی همراه است. در متون کهن فارسی، شاعر و نویسنده از این صفت برای بیان رنج درونی و دلتنگیهای شخصیتها استفاده میکردند تا حالت درونی آنها را به خواننده منتقل کنند. این صفت معمولاً با احساساتی مانند درد دل، افسردگی، نگرانی و ناراحتی همراه است و نوعی بیان لطیف از رنج و خستگی روانی محسوب میشود. این اصطلاح بیشتر در متون ادبی، داستانها و اشعار کلاسیک استفاده شده و کمتر در زبان محاورهای روزمره شنیده میشود. در مجموع، «خستهسینه» یعنی کسی که دل و روحش خسته، غمگین و پریشان است و احساس رنج، اندوه یا کسالت درونی دارد، به گونهای که این حالت بر رفتار و حال عمومی او نیز تأثیر میگذارد.
خسته سینه
لغت نامه دهخدا
خسته سینه. [ خ َ ت َ / ت ِ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) مجروح سینه. سینه زخمدار. سینه جراحت دار:
چون کوه خسته سینه کنندم بجرم آنک
فرزند آفتاب بمعدن درآورم.خاقانی.
فرهنگ فارسی
مجروح سینه سینه زخمدار
جمله سازی با خسته سینه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون کوه خسته سینه کنندم به جرم آنک فرزند آفتاب به معدن درآورم