تیرباران گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) تیرباران کردن. گرفتن بارانی از تیر بر روی کس یا کسانی: کمانش کمین سواران گرفت بر آن نامور تیرباران گرفت.فردوسی.به سهراب بر تیرباران گرفت چپ و راست جنگ سواران گرفت.فردوسی.ابر زنگله تیرباران گرفت به هر سو کمین سواران گرفت.فردوسی.رجوع به تیرباران کردن و تیرباران و دیگر ترکیبهای تیر شود.
فرهنگ فارسی
تیر باران کردن گرفتن بارانی از تیر بر روی کس یا کسانی
جمله سازی با تیرباران گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۲۴ آوریل ۱۹۴۵، تنها چند روز قبل از رسیدن نیروهای آمریکایی به اردوگاه، فرمانده و یک گارد قوی بین ۶،۰۰۰ تا ۷،۰۰۰ زندانی بازمانده را در یک راهپیمایی مرگ از داخائو به سمت جنوب به اویراسبورگ، سپس به سمت شرق به سمت تگرنزه مجبور کردند و دو روز پس از مرگ هیتلر توسط ارتش آمریکا آزاد شدند. هر زندانی که نمیتوانست در این راهپیمایی شش روزه همگام شود، تیرباران میشد. بسیاری دیگر از خستگی، گرسنگی و قرار گرفتن در معرض شرایط سخت جان باختند. ماهها بعد، یک گور دسته جمعی حاوی ۱،۰۷۱ زندانی در مسیر پیدا شد.
💡 طالبان در ۸ اوت ۱۹۹۸ حمله به مزار شریف را آغاز کردند. طالبان پس از گرفتن کنترل شهر، شروع کردند به قتل مردم بر مبنای قومیت آنها، بهویژه هزارهها و اوزبیکها. مردان، زنان و اطفال توسط طالبان به قتل میرسیدند، چون حدود ۱۵۰۰–۳۰۰۰ جنگجوی طالبان توسط ملیشه اوزبیک وابسته به جنبش ملی اسلامی افغانستان تیرباران شده بودند. این پاکسازی قومی در حدود ۵٬۰۰۰ تا ۶٬۰۰۰ کشته بهجا گذاشت.