تودیع کردن

مترادف‌ها

سپردن، ودیعه گذاشتن

متضادها

برداشت کردن، پس گرفتن

لغت نامه دهخدا

تودیع کردن. [ ت َ تُو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) وداع کردن. بدرود کردن یکدیگر را:
ای کف و دست و ساعدو بازو
همه تودیع یکدگر بکنید.سعدی ( گلستان ).رجوع به تودیع شود.

فرهنگ فارسی

وداع کردن ٠ بدرود کردن یکدیگر را

جمله سازی با تودیع کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 همچنین مصاحبه شریعتی با واکنش بیش از ۱۳۰ استاد دانشگاه علامه مواجه و با محکوم کردن این اظهارات موهن، خواستار تشکیل کمیه حقیقت‌یاب شدند. همچنین این استادان از جعفر توفیقی به دلیل برکناری شریعتی تشکر کردند. حسین سلیمی در روز تودیع و معارفه اعلام کرد در حوزه علمی در برخی از زمینه‌ها تبدیل به آموزشگاه شده‌ایم در حالی که ما باید دانشگاه باشیم. شریعتی در این مراسم شرکت نکرد. ویرایش اینجانب صرفا فنی بوده و به معنی تأیید یا رد این محتوی نمیباشد. با تشکر ملا

💡 وکیل شرکت برای حفظ امنیت مالی سازمان، تصمیم به تودیع کردن مبالغ قابل توجهی را نزد امین و معتمد برای آینده گرفت.

💡 در قراردادهای بانکی، انجام تودیع کردن وجوه مورد نیاز باید با رعایت تمامی اصول قانونی و دقت بسیار بالا توسط طرفین انجام شود.

💡 مدیر عامل از تیم حقوقی خواست تا مراحل تودیع کردن گروه‌های مختلف سرمایه‌گذاری را با دقت فراوان و مطابق با استانداردهای بین‌المللی انجام دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران