لغت نامه دهخدا
تل سرکوه. [ ت ُ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان زیرراه است که در بخش برازجان شهرستان بوشهر واقع است و 340 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
تل سرکوه. [ ت ُ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان زیرراه است که در بخش برازجان شهرستان بوشهر واقع است و 340 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
دهی از دهستان زیر راه است که در بخش برازجان شهرستان بوشهر واقع است.
تل سرکوه، روستایی است از توابع بخش سعدآباد در شهرستان دشتستان استان بوشهر ایران. این روستا از قدیمی ترین مناطق شهرستان دشتستان می باشد. با توجه به گذر رودخانه از این روستا کشاورزی از دیرباز رونق داشته. آبشار تل سرکوب از مناظر بسیار دیدنی این روستا است که در سال های اخیر فضای تفریحی و سیاحتی در مجاورت آبشار برای توریست ها فراهم آورده اند.
این روستا در دهستان زیرراه قرار داشته و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۰۳۶نفر ( ۲۰۶خانوار ) می باشد.
💡 فرج سرکوهی به آلمان سفر کرده و در شهر فرانکفورت مهمان برنامهٔ «شهرهای پناه» شد. او از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۵ بورس «نویسندگان در تبعید» در آلمان را دریافت کرد.
💡 خجستهرحیمی در شماره دوازدهم نشریه اندیشه پویا، مطلبی تحت عنوان «فدائیان جهل» نوشت که با واکنش فرج سرکوهی و فریبا امینی روبرو شد.
💡 فرج سرکوهی مینویسد که شاه در سال ۱۳۵۷ دستور آزادی بختیار از زندان را داد و در ادامهٔ انتخابهایش در اواخر سال ۱۳۵۷ از وی به ناچار در دیداری خصوصی در کاخ نیاوران تهران میخواهد که مقام نخستوزیری ایران را قبول کند.
💡 با این درشتخویان بیچاره دل چه سازد عمریست بر سرکوه افتاده راه مینا
💡 تا در کشد ابری که ز بُلغار درآید کرباس مُنَیَّر به سرکوه دماوند
💡 آنجا که قناعت کند ایجاد تسلی گرم است سرکوه به زیر پرکاهی