لغت نامه دهخدا
تخت گیری. [ ت َ ] ( حامص مرکب ) تخت گرفتن. پیروزی یافتن بر پادشاهی. عمل تخت گیر. پیروزی بر سلطانی:
جمشید یکم به تخت گیری
خورشید دوم به بی نظیری.نظامی.
تخت گیری. [ ت َ ] ( حامص مرکب ) تخت گرفتن. پیروزی یافتن بر پادشاهی. عمل تخت گیر. پیروزی بر سلطانی:
جمشید یکم به تخت گیری
خورشید دوم به بی نظیری.نظامی.
تخت گرفتن پیروزی یافتن بر پادشاهی عمل تخت گیر پیروزی بر سلطانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 راه مخلوقان گیری و نیندیشی هیچ دیو بر تخت سلیمان چو سلیمان نشود