تاغ تاغ

لغت نامه دهخدا

تاغ تاغ. ( اِ صوت ) تاغ و توغ، حکایت صوت نعل کفش و مانند آن.

فرهنگ فارسی

تاغ و توغ حکایت صوت نعل کفش و مانند آن.

جمله سازی با تاغ تاغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یا پاره‌ای از زغال تاغ است یا بر سر گه پر کلاغ است

💡 حصار در ۳۰ کیلومتری باختر شهر دوشنبه نهاده‌است. در باختر حصار، رود قره تاغ و در جنوب خاوری آن، رودخانه کافر نهان جاری است. رودخانه خانقاه و کنال حصار از میان شهر می‌گذرند.

💡 گونه شاخص گیاهی این منطقه قیچ می‌باشد که همراه با گونه‌های گز، تاغ و برخی گونه‌های استپی عمده پوشش گیاهی منطقه را تشکیل می‌دهند.

💡 البته در دق پترگان به صورت پراکنده درختچه‌های تاغ و گز می‌روید.

💡 از برای قوت دل گر بخواری بایدم صندل و سندل نیابم غیر چوب ارس و تاغ

💡 مهم‌ترین گیاهان استپی شهرستان عبارت‌اند از: خارشتر، گون، گز، قیچ، تاغ، تریخ، اسپند و شورکده که اغلب از نوع گیاهان سازگار به شوری هستند.

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز