تازه روحی

لغت نامه دهخدا

تازه روحی. [ زَ / زِ ] ( حامص مرکب ) در این شعر سوزنی ظاهراً بمعانی شادجانی، روح را شاد و خوش داشتن، روح را بشاش کردن و سبک روحی آمده است:
تدبیر کرای خرِ رهی کن
هم با سبکی هم بتازه روحی.سوزنی ( دیوان خطی کتابخانه مؤلف ص 86 ).

فرهنگ فارسی

درین شعر سوزنی ظاهرا بمعانی شادجانی روح را شاد و خوش داشتن روح را بشاش کردن.

جمله سازی با تازه روحی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اولین مسابقات فوتبالی که برگزار شد به نام شهید مهدی اسپندی نامیده شد. مهدی اسپندی بازیکن تیم تهران جوان بود که در دوران انقلاب به شهادت رسید. برگزاری این مسابقات سر آغازی بود برای شروع دوباره مسابقات فوتبال در ایران که پس از ماه‌ها سکوت، روحی تازه به ورزش و ورزشگاه‌ها دمیده شد. این مسابقات در دو مرحله برگزار شد. بدین ترتیب که ۲۸ تیم در مرحله اول در ۵ گروه به صورت دوره‌ای با هم به رقابت پرداختند. تیمهای اول و دوم هر گروه به مرحله دوم این رقابتها صعود کردند. مرحله دوم با حضور ده تیم در دو گروه پنج تیمی و باز هم به صورت دوره‌ای برگزار شد. سپس تیمهای اول و دوم این دو گروه به صورت ضربدری در مقابل هم قرار گرفتند و مراحل نهایی این جام را برگزار کردند