بی گذشتی

لغت نامه دهخدا

بی گذشتی. [ گ ُ ذَ ] ( حامص مرکب ) عمل بی گذشت. بی اغماضی.

فرهنگ فارسی

عمل بی گذشت. بی اغماضی.

جمله سازی با بی گذشتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اکنون به جوی اوست روان آب عاشقی آن روز شد که آب گذشتی به جوی ما

💡 چو زین‌ها گذشتی‌ سبب‌ها ست راست نگه کن که اصل سبب‌ها کجاست

💡 گه خزیدی با ابوبکری به غار گه گذشتی با علی از هفت و چار

💡 چو از نصیب گذشتی روا بود که دلت حدیث دلبر و دعوی زلف و خال کند

💡 چون گذشتی از خود آنگه کل شوی جان ببخشی آن زمان تو کل شوی

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز